تبلیغات
راهنمایی شهید صادقی
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد عرض میکنم امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد.

نظرسنجی
نظرشما درباره عملکرد مدرسه درسالی که گذشت چیست






آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ

لینك به ما
لوگوی دوستان

آمار وبلاگ
امروز :

آماركلی-اینجا كلیك كن

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

ایجاد صفحه : - ثانیه

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387

زیتون

علاوه بر اینكه مصرف زیادی در تغذیه دارد دهها خاصیت درمانی هم دارد ، دارای اثر نرم كننده و ملین است.

صفرابر است ، سنگهای صفراوی را دفع و یبوستهای مزمن را درمان میكند ، معالج قولنجهای ناشی از ورم كلیه است، دفع مسمومیت سرب كارگران چاپخانه ، تسكین درد و سوزش سوختگی ها، درمان آفتاب

زدگی و سرمازدگی، گزش حشرات مار و عقرب را شفا می بخشد ، بوسیله تنقیه یا خوردن قولنجهای دردناك را رفع میكند ، در التیام زخم و جراحات و رفع سوزش و درد آنها با اثر است ، خارش چشم و اشك ریزش را رفع میكند ، خواص بسیار دیگری هم دارد.

 

سیب

سیب میوه‌ای است بهشتی،‌ سرشار از ویتامین‌های آ، ب، ث و پتاسیم كه در درمان‌های طبیعی یا طب نتروپتی، دارویی برای پیشگیری از بیشتر امراض شناخته شده است‌. Eat An AppIe A Day Keep The Doctor Away یعنی روزی یك سیب میل كنید و دكتر را از خود دور كنید‌.

نوشته شده توسط علی آهنگ ساعت 09:04 ق.ظ موضوع مطلب : عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 17 دی 1386

*************************

روز عید سعید غدیر خم

 

واقعه غدیر حادثه اى تاریخى نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست. یک تفکر است، نشانه و رمزى است که از تداوم خط نبوّت حکایت مى کند. غدیر نقطه تلاقى کاروان رسالت با طلایه داران امامت است.

آرى غدیر یک سرزمین نیست، چشمه اى است که تا پایان هستى مى جوشد، کوثرى است که فنا برنمى دارد، افقى است بى کرانه و خورشیدى است عالمتاب.

داستان غدیر خم
سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می گشت، گروه انبوهی که تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می کردند تا این که به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند.

نیم روز هیجدهم ذی الحجه بود که ناگهان پیک وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و از جانب خدا پیام آورده که: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نکنی رسالت او را ابلاغ نکرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد کرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم کردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدیهای نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر می بندم، آنگاه می افزاید چه کسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه یک سخن می گویند خدا و پیامبر داناترند.

رسول گرامی می فرماید: آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارتر نیستم و همگان یک صدا جواب می دهند که چرا چنین است. آنگاه فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم یکی ثقل اکبر که کتاب خداست و دیگری ثقل اصغر که اهل بیت منند. مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد که همگان او را در کنار رسول خدا دیدند و شناختند. سپس فرمود: خداوند مولای من و من مولای مومنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. ای مردم هر کس که من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تکرار کرد و چنین ادامه داد: پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود که دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت که:‌ «امروز دینتان را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» و بدین سان علی (ع) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص) برگزیده شد
نوشته شده توسط مدیریت شهید صادقی ساعت 07:01 ق.ظ موضوع مطلب : عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

دوشنبه 17 دی 1386

نقش حضرت زینب (س) در نهضت عاشورا

نویسنده : حجت الاسلام على اصغر صرفه جو

آنچه در پیش دارید، مطالبى است مختصر، درباره یكى از شخصیت هاى بى نظیر عالم اسلام. در این نوشته سعى شده است تا درباره نقش حضرت زینب كبرى (س) در نهضت ابا عبدالله (ع) با استفاده از منابع موجود، مطالبى تهیه و تنظیم شود.

پیش از ورود در معرض، لازم است در ابتدا مقدارى درباره عظمت شأن و قدر این بانوى برگزیده سخن بگوییم. زینب (س)، دختر على و زهرا (علیهما السلام) در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم هجرت، در مدینه منوره دیده به جهان گشود. در پنج سالگى مادرش را از دست داد و از همان دوران طفولیت با مصیبت آشنا شد. او در دوران عمر بابركت خویش، مشكلات و رنج هاى زیادى را متحمل شد.

رحلت پیامبر (ص)، شهادت مظلومانه مادر، فرق خونین پدر، جگر پاره پاره و سر بریده برادران، شهادت فرزندان و برادران و برادرزاده ها و همچنین حوادث تلخى چون اسارت، نمونه هایى از آن است. این سختى ها و مشكلات از او فردى صبور و بردبار ساخته بود. او را ام كلثوم كبرى و صدیقه صغرى مى نامیدند. محدثه، عالمه و فهیمه از القاب او بوده و زنى عابده، زاهده، عارفه، خطیبه و عفیفه محسوب مى شده است. نسبت نبوى، تربیت علوى و لطف خداوندى از حضرت زینب (س) فردى با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود، طورى كه به او «عقیله بنى هاشم» مى گفتند. او با پسرعموى خود «عبدالله بن جعفر» ازدواج كرد و ثمره این ازدواج، فرزندانى بود كه دو تن از آنان در كربلا، در ركاب مولى

ابا عبدالله الحسین (ع) شربت شهادت نوشیدند. به خاطر مقام و منزلتش در نظر دیگران، حرمت خاصى داشت. وقتى او وارد مى گشت، تمام قامت بلند مى شد.

مهمترین و حساس ترین بخش زندگى او، سفر تاریخى اش به كربلا و متعاقب آن اسارت مظلومانه اش است كه از این جهت شاید سهم او در نهضت حسین بیشتر از نقش امام حسین (ع) باشد. چون علاوه بر مصیبت هایى كه آن دو به طور مشترك متحمل شده اند، داغ از دست دادن برادرى چون حسین بن على (ع) و همچنین رنج سفر و مشكلات اسارت، سرپرستى بیماران و كودكان داغدار و زنان و... را زینب (س) به تنهایى به دوش كشید.

زینب كبرى، هم مادر شهید، هم فرزند شهید، هم خواهر شهید و هم عمه شهید است. این ویژگى ها را در كمتر كسى مى توان یافت. او حتى در برهه اى از زمان، یعنى پس از شهادت امام حسین (ع)، به دلیل بیمارى امام سجاد (ع) و وظیفه سنگین هدایت، رهبرى و مدیریت كاروان اسرا را نیز به دوش كشید و با سربلندى این بار سنگین را به مقصد رساند. ما در این مقاله بر آنیم تا سهم آن حضرت را در نهضت عظیم ابا عبدالله الحسین (ع) بررسى كنیم.

زینب (س) و ولایت

مسأله ولایت و نقش زینب كبرى (س) در رابطه با آن، از ابعاد مختلف قابل توجه است، گاهى آن را از دریچه شناخت و معرفت او نسبت به مقام امامت و ولایت بررسى مى كنیم. گاهى هم، از زاویه تلاش در جهت معرفى و شناساندن ولى خدا به مردم به او مى پردازیم. فرزند على (ع) و دست پرورده زهرا (س)، همچون مادرش كه شهید راه ولایت است، در تمامى ابعاد سهم قابل توجهى دارد. او كه حضور هفت معصوم را درك كرده است، هركجا مصلحت اقتضا كرده از بذل جان خود و فرزندانش دریغ نكرده است.

اگر زهراى مرضیه، هنگامى كه امام خویش حضرت على (ع) را در معرض خطر و حقوق مسلم او را در حال پایمال شدن مى بیند خود را سپر بلاى او مى كند و خطاب به امامش مى گوید: «روحى لروحك الفداء و نفسى لنفسك الوقاء» اى ابا الحسن، جانم فداى تو و سپر بلاى تو باد! دخترش زینب نیز براى حفظ جان مولایش به آغوش خطر مى رود. در مجلس ابن زیاد، آنگاه كه آن ملعون دستور قتل امام سجاد (ع) را صادر مى كند، این زینب (س) است كه با شهامت خاصى كه از حیدر به ارث برده، جان پسر برادر را نجات مى دهد، او را در آغوش خود مى گیرد و مى گوید: اى پسر زیاد، آنچه از ما خون ریخته اى تو را بس است، به آنچه قسم از او جدا نخواهم شد. اگر قصد كشتنش را دارى، مرا نیز با او بكش.

این مسأله را نباید صرفاً از دیدگاه عاطفى و روابط نسبى توجیه و تحلیل كرد، بلكه اینجا بحث امام و مأموم مطرح است. اینجا زینب (س) خود را فردى مى بیند كه باید براى حفظ جان امام معصومش خطر را به جان بخرد و از دشمن نهراسد، حتى در كربلا هم وقتى امام سجاد (ع) را در میان خیمه آتش گرفته مى بیند، براى نجات او، خود را به آتش مى زند. آرى، او مدافعى است كه جگر شیر دارد. او كه هلهله شادى و سرود فتح و پیروزى دشمن غدار را مى شنود و ناله جانسوز كودكان در زیر فشار بند طناب گوشش را مى آزارد، پیش از همه چیز در فكر مسئولیت خطیر خود، یعنى حفظ جان امام است. او لب به سخن مى گشاید، نفس ها در سینه ها حبس و انگشت تعجب به دهان گرفته مى شود. این زینب (س) است كه مى گوید: «انى ترحضون قتل سلیل خاتم النبوه و معدن الرساله و سید شباب اهل الجنه» این لكه ننگ را چگونه خواهید شست، درحالى كه فرزند رسول خدا و سید جوانان بهشت را كشته اید؟ همان كه در جنگ، سنگر و پناهتان بود و در صلح مایه آرامش و التیام شما بود. او كه ترس را ترسانده، زنجیر را پاره كرده و دشمن را به اسارت سخنان رسوا كننده یزید مى بیند كه با چوب خیزران به لب و دندان خون خدا جسارت مى كند، فریاد مى زند «تبت یدا ابى لهب».

اى یزید! دستانت بریده باد! آیا مى دانى چه مى كنى؟ آیا مى دانى كه چوب بر لب و دندان حبیب رسول خدا(ص)، پسر مكه و منى و پسر فاطمه زهرا (س) مى كوبى؟ ناله چنان جانسوز بود كه هركس در آن مجلس بود به گریه درآمد.

آرى، آنگاه كه حسین و یارانش از سوى دشمن یاغى و باغى معرفى مى شدند، این زینب (س) بود كه امامش را «سید جوانان بهشت»، «فرزند مكه و منى»، «حبیب رسول خدا» و داراى ده ها صفت دیگر معرفى كرد.

زینب (س) و سرپرستى كاروان كربلا

آن گاه كه مشكلات و مصائب، یكى پس از دیگرى به انسان هجوم مى آورد یا وقتى كه انسان بیمار مى شود و از سنگینى مصائب مى كاهد. در ماجراى غم انگیز كربلا، آقا ابا عبدالله الحسین (ع) وظیفه حفظ و مراقبت از زنان و كودكان و پرستارى از بیماران را به خواهرش زینب كبرى(س) سپرده بود، چرا كه خوب مى دانست زمانى كه تازیانه دشمن فرود مى آید، وقتى كه كف پاى اطفال یتیم تاول مى زند یا آنگاه كه فرزند دلبند امام از فرط ضعف و گرسنگى از مركبش مى افتد و وقتى كه آن ملعون خواستار كنیزى یادگار امام مى شود، در تمامى این موارد فقط زینب(س) است كه مى تواند پناهگاه و تكیه گاهشان باشد. آرى، او كه مصائب روز عاشورا چون باران بر سرش مى بارد و مشكلات چون توفان او را در برمى گیرد و داغ هاى پى درپى آزارش مى دهد، حتى لحظه اى از وظیفه اش نسبت به «پرستارى و مراقبت» از كاروان اسرا و از امام سجاد(ع) كوتاهى نمى كند. جمعى زن و كودك كه داغدار، گرسنه و تنشه و بى پناه هستند، شدیداً به یك سرپرست نیازمندند و آن فرد كسى جز دختر آزاده زهرا(س) نیست.

عصر عاشورا، اگر چشم دل باز كنیم، خواهیم دید كه یك خانم مضطرب و حیران در كنار خیمه اى آتش گرفته بر سر و سینه مى زند و ناله مى كند و مى گوید: خدایا چه كنم؟ بیمارم در میان خیمه در حال سوختن است. خواهیم دید كه او اشك چشم كودكان را پاك كرده و آتش دامنشان را خاموش مى كند. براى این كه تازیانه دشمن بدن ضعیف و لاغر كودكى را نیازارد، خود را سپر او قرار مى دهد و خاطره تازیانه هاى دشمن بر بدن عزیز مادرش زهرا را زنده مى كند. دستور حركت صادر شده و كاروان بدون كاروان سالار را به اسیرى مى برند. كاروان اسیران درخواست مى كنند كه جهت وداع، از كنار قتلگاه عبور داده شوند. همین كه زنان داغدار و كودكان عزادار به قتلگاه مى رسند، با منظره دلخراشى مواجه مى شوند: لاله هاى گلستان محمدى پرپرى كه درآغوش مى كشند. در این میان امام على بن الحسین(ع) وضع خاصى دارد. او بیمار است و علاوه بر آن پاهاى مبارك و دستان مطهرش را بسته اند. او فقط از بالاى مركب به گلزار خزان دیده مى نگرد و اشك مى ریزد. بوى خون، منظره غیرقابل باور قتلگاه و اجساد افتاده در آن، به امام حالت عجیبى داده است. بدن هاى پاك و قطعه قطعه پدر، برادر، عمو و عموزاده و دیگران، تاب و توان از او برده است.

زینب (س) ؛ پیام رسانى و افشاگرى

پیام رسانى و افشاگرى از اهداف اصلى نهضت عاشورا بوده است كه بر این مطلب شواهد و قرائن عدیده اى وجود دارد، پاسخ امام حسین(ع) به اطرافیان مبنى بر این كه: «ان الله شاء ان یراهن سبایا» دلیل بر آن است كه خداوند بدینوسیله مى خواسته نهضت عاشورا زنده بماند. زینب(س) و همراهان، تعمداً در مقابل مردم اقدام به سخنرانى، سوگوارى و مرثیه خوانى مى كردند تا عواطف آنها تحریك شود و با برشمردن آنچه بر آنان و مردانشان گذشته، مردم را علیه طاغوت بشورانند. از این رو اسیران اهل بیت و در رأس آنان زینب(س) دختر على(ع)، با طرح و نقشه قبلى، از هر فرصتى براى تحقق این هدف مقدس استفاده مى كردند.

سر نى در نینوا مى ماند اگر زینب نبود

كربلا در كربلا مى ماند اگر زینب نبود

زینب(س)، الگوى ایثار و از خودگذشتگى

ایثار به معناى دیگرى را بر خود ترجیح دادن، از سجایاى اخلاقى و از صفات حسنه است، این كه انسان، در عین نیاز، دیگرى را بر خویشتن برگزیند. در روایات ما به «بالاترین درجه ایمان» و «برترین درجه احسان» تعبیر شده است. كربلا مدرسه عشق و ایثار بود: ایثار جان و دست شستن از زن و فرزند و مال. این بالاترین نوع ایثار است و همین است كه عامل تقدس قیام عاشورا و عامل تمایز آن از سایر قیام هاست.

زینب(س)؛ الگوى شهامت و شجاعت

انسان اگر عظمت خداوند در نظرش مجسم شود، دیگر غیر خدا را كوچك بلكه هیچ وفاقد اثر مى بیند. سر شجاعت اولیاى الهى نیز در همین است. امیر مؤمنان على(ع) كه او را در شجاعت و شهامت سر آمد مى دانیم؛ در سایه خدا باورى به این درجه رسیده است. طبیعى است كه فرزندان و دست پروردگان او نیز چنین باشند. اگر دشمن تا دندان مسلح در مقابل امام حسین(ع) مى گریزد و توان مقابله با او را ندارد. اگر عباس بن على(ع) چون شیر به دشمن یورش مى برد و حتى طفل نابالغ خاندان على (عبدالله بن الحسن) از دشمن خوفى ندارد، به خاطر همین ارتباط محكم است كه با منبع قدرت پیدا كرده اند. زینب (س) نیز از همین خاندان است. او دختر آزاده زهرا (س) و تربیت شده على(ع) است.

او یك زن است ولى چون مردان بر سر دشمن فریاد مى زند ، تحقیرشان مى كند واز احدى هم هراس به دل ندارد. او از زوزه سگان یزید و از برق شمشیر خون چكان آدمكشان او واهمه اى ندارد.

زینب(س)؛ الگوى عفت و پاكى

عفت و پاكدامنى، برازنده ترین زینت زنان است و گرانقیمت ترین چیزى است كه یك فرد مى تواند به آن ستوده شود. یكى از درس هاى عاشورا، همین درس عفت و پاكدامنى است. در این حادثه استثنایى تنها چیزى كه زینب كبرى(س) و دیگر زنان حتى كودكان را به شكوه وامى داشت، همین مسأله بود. اهل بیت آموخته اند كه از كسى درخواستى نداشته باشند، ولى در این مورد بخصوص در تاریخ مى خوانیم كه حتى از شمر هم درخواست مى كنند كه مثلاً اسیران را جلوتر ببرند تا به تماشاى سرهاى مقدس بریده شده مشغول شوند.

منبع : روزنامه ایران 7/11/85

 

نوشته شده توسط مدیریت شهید صادقی ساعت 07:01 ق.ظ موضوع مطلب : عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()

شنبه 16 تیر 1386
ترفند

چند ترفند ساده اینترنتی

اگر بخواهید در اینترنت، لینكی كه رویش كلیك می‌‌كنید در صفحه جدایی باز شود كافی است كه shift را فشار داده و بر روی لینك كلیك كنید، در این صورت لینك موردنظر در صفحه جدید باز خواهد شد.
البته این كار را می‌‌توان با رفتن روی لینك و كلیك راست كردن بر روی آن و انتخاب گزینه
Open in New Window نیز انجام داد.
- برای Refresh یا بارگذاری مجدد صفحه در اینترنت اكسپلورر كافی است كه از دكمه F5 استفاده كرد. اگر بخواهیم كه این بارگذاری از ابتدا فایل‌ها را دانلود كند و صفحه را با آخرین تغییرات نشان دهد باید كلید Ctrl را نیز با F5 فشار دهیم.
- برای این كه صفحه ما به اصطلاح Full screen شود باید از دكمه F11 استفاده كرد، برای بازگشت به حالت قبل نیز از همین كلید یعنی F11 استفاده می‌‌كنیم.
- برای جستجوی كلمه یا عبارتی در متن صفحه، كافی است كه دكمه‌های Ctrlو F را همزمان با هم فشار دهید تا صفحه ( Findجستجو) برای شما باز شود و شما در كادر مخصوص، عبارت موردنظرتان را تایپ و سپس با فشار دادن دكمه Find كار جستجو را آغاز كنید

نوشته شده توسط علی آهنگ ساعت 06:07 ق.ظ موضوع مطلب : علمی -پزشکی-هنری ,

ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت | نظرات ()